هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

مرواریدهای یازده و دوازده

هوووووورررررررراااااااااااااااااا دندونهای یازده و دوازده هم اومدن (دندونهای آسیاب کوچیک دوم بالاو پایین سمت راست مبارکت باشه گل نازم تا حالا منتظر بودیم دندون دربیاری حالا دارن همه با هم تشریف فرما میشن بمیرم برات مامانی که چقدر اذیتی از درد فک و لثه هات همش تو خواب ناله میکنی و حسابی از غذا خوردن افتادی کی این مرحله هم تموم میشه و این دردها هم برن و دیگه برنگردن     یه مدته یاد گرفتی چشمک بزنی و ژست عکس گرقتنت وقتی بهت میگم بخند این مدلیه قربونت برممممممم گوله نمــــــــــــــکـــــــــــــــ    هدیه ای از طرف خدا...یلدا تا این لحظه ، 1 سال و 4 ماه و 7 روز و 15 ساعت و 52 دقیقه و 1 ثا...
2 ارديبهشت 1393

نهمین مروارید

یه مدت مریض بودی و مجبور بودم بهت هر طور شده دارو بدم بخوری  تو یکی از این شبها در حالی که تو بغلم دست و پا میزدی و جیغ میزدی تا از زیر خوردن دارو در بری دیدم بـــــــــــــــــــلـــــــــــــه یه آسیاب سفید خوشگل تو دهنت برق میزنه و تازه چهارتا پای هم دراومده بود دندان آسیاب کوچک دوم چپ بالا. مبارکه گلم خدا رو شکر بعد از چند روز بهتر شدی اما حسابی لاغر شدی بمیرم برات مامان از غذا خوردن هم افتادی و همچنان بی اشتهایی   هدیه ای از طرف خدا...یلدا تا این لحظه ، 1 سال و 2 ماه و 14روز و 19 ساعت و 5 دقیقه و 42 ثانیه سن دارد : ...
25 فروردين 1393

دهمین مروارید

  تو ایام نوروز بود که متوجه دندون دهمت شدم زیر دندون نهم آسیاب کوچک دوم چپ پایین مبارکت باشه عزیزم از اون روز حساسیت منم بیشتر شده و چون تو این مدت زیاد شکلات و آجیل خوردی برات خمیر دندون مخصوص دندونهای شیری گرفتم ... دیگه مسواک خالی نمیزنی و از اینکه شما هم موقع مسواک زدن دهنت کف میکنه خوشحالی و حسابی احساس بزرگ بودن میکنی قربونت برم دیشب مسواک انگشتی رو که بهت داده بودم خودت بزنی رومثل آدامـــــــــــــسسسسسسسسس میجوییدی ...
25 فروردين 1393

یلدا و تعطیلات نوروز

سلام سلام صد تا سلام گه گل دخملم جیگلم ناناسممممممممممممم زندگــــــــــــــــــــــیم توی این مدت حسابی خوش به حالتون شده بود اول از مهمونیهای فشرده و دیدن کلی نی نی و بعدش مسافرت و دیدن دخملیهای خاله و داداش محمد طه و بچه های فامیل...   چند روزی که خرم آباد بودیم کلی بهمون خوش گذشت دیدن اقوام و عمه ها و عموهام و همینطور دیدن بچه های کوچولوی اونها   از جمله امیر علی پسمل داداش امین (پسر بزرگ عمه آذر جونم)   و همینطور محمد پسر کوچیکه عمو حسن .   اونوریها همه پسر هستن بجز پرند کوچولو دخملیه داداش ناصر که متاسفانه از عکس ندارم . و با اقوام به دل طبیعت رفتن و کلی تاب بازی کردن شما. ...
25 فروردين 1393

شانزده ماهگی یلدا به روایت تصویر

  فدای قدو بالات خوشگلکم    عاشق کفش بزرگتر از پات هستی   یلدای شجاع و گرفتن کفشدوزک قبل از اینم یه ببعی بغل کردی   اینم یه مدل ماشین بازی   یلدا و عشقش این عروسک روخیلی دوست داری از صبح تا شب بغلته . بهش غذا میدی باهاش حرف میزنی بغلش میکنی و بوسش میکنی براش لالایی و شعر میخونی خلاصه کلی از وقتت رو با اون میگذرونی    آجی هلیا و یلدا و سه چرخش در پارک رعنا محمد طاها جون سوار بر تاب تاب عباسی   ثمین بلا و ثنا طلا ...
25 فروردين 1393

نوروز 93 مبارک

   باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند . . . باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند  . . . مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود روزگارتان بهـار لحظه هایتان پر از شکوفـه باد. دوستان گلــــــــم سال نـوتون مبارک   ...
3 فروردين 1393

باز هم جشنواره و این روزهای یلدا

خوشگلکــــــــــــــممممممممممم بازم عکست تو جشنواره باشگاه مخاطبان برنده شد اینبار جشنواره شب یلدا مبارکــــــــــــــــــهههههههههههههههههههه  قربونت برم الهی با اینکه جشنواره تموم شده عکست همچنان لایک میخوره خوشگلکممممممم      چقدر زود روزا میگذره چقدر عجله داری برای بزرگ شدنت سیزده ماه و هشت روز میگذره که از آسمون اومدی پیشمون دختر ملوسم باورم نمیشه اینقدر بزرگ شده باشی اینقدر که میخوای مثل ما رفتار کنی از روزی که یکساله شدی رفتارت بازی کردنت حرف زدنت عوض شده اینقدر تغییر کرده که احساس میکنم ازت جا موندم و تا میخوام بهت برسم میبینم بازم رفتارهات جدیده انگار کلا دیدت , نگا...
1 بهمن 1392

جشن تولد پروانه ای یلدا خانوم

 جیگر مامانــــــــــــــــی یه مدت بود که مامانی حسابی سرش شلوغ بود و شب کاری داشت برای چی ؟ خوب معلومه عزیز دلم داشتم همه چیز رو برای جشن تولدت آماده میکردم حاصل زحماتم بدک نشد تم پروانه رو انتخاب کردم چون عاشقشم البته گل و عدد یک هم اضافه کردم اول از کارتهای دعوت چند مدل درست کردم   که در نهایت طرح گل و پروانه رو انتخاب کردم برای کارت دعوت متنشم این بود: Yalda ‘s “1st” Birthday یک کیک کوچک اما یک دل بزرگ پر از عشق یک میزبان کوچک  که شما را به اولین جشن تولدش دعوت می کند به جشن ما بپیوندید   زمان:     ...
18 دی 1392

بیست روز بعد از یکساله شدن

سلاااااااااااااااامممممممممممممم عزیز دل ماماااااااااااااان فدای قد و بالات کوچولوی من فدای راه رفتن و دویدنت فدای بازی کردنات فدای حرف زدنت فدای صدای قشنگت آآآآآآآآآآآآخخخخخخخخخخخخخخ فدای خندیدنـــــــــــــــــــــــــت عزیز دلـــــــــــــمممممممم شیرینمممم از صبح که بیدار میشی به تمام خونه سرکشی میکنی و برای خودت بازی میکنی با من و بابا گرگ بازی میکنی جدیدا از بعضیها که دیر میبینی خجالت میکشی و خودترو تو بغلمون قایم میکنی با اسباب بازیهات انقدر قشنگ بازی میکنی که گاهی دست از کارام میکشم و به بازی کردنت خیره میشم باهامون شوخی میکنی قایم میشی تا پیدات کنیم یه شب کنترل تلویزیونرو دادی دستم و خواستی برات ...
15 دی 1392